خرید بک لینک

وسط آنهمه تاریکی کفش هایم را درآورده بودم چارزانو تکیه داده بودم به صندلی یخ در بهشتم را هورت کشیده بودم و وسط فیلم کمدی، گوله گوله اشک ریخته بودم. گلویم درد میکرد. بغضم ترکیده بود. آب بینی م ریخته بود. دلم سوخته بود.

برچسب: نویسنده: سارا خلیلی تاريخ: يکشنبه 19 اسفند 1397 ساعت: 0:10

صفحه بندی